برگشت


 

مرگ :

حمل جنازه  :

وقتی همه دوستان و بستگان در منزل متوفی جمع شدند و تابوت نيز آورده شد مفرشی می گسترند و يک نفر زير سر مرده و يک نفر دو پای او را  و دو نفر ديگر زير کمرش را می گيرند و اورا از جا بلند کرده روی مفرش می گذارند و حوله سفيدی رويش می کشند. زمانی که می خواهند مرده را به سوی گورستان حمل کنند چهار نفر گوشه جنازه را می گيرند ولی سه بار آن را بر زمين بايد بگذارند يک بار در آستانه در اطاقی که متوفی در آن درگذشته، يک بار در کف حياط منزل و بار سوم در دالان و کنار در خروجی خانه و اين در حقيقت خداحافظی مرده است از خانه ای که درآن می زيسته و در آن در گذشته .

زمانی که جسد ميت از خانه خارج می شود بايد نخست سر او را از خانه بيرون کنند معمولاً تابوت را کمتر وارد خانه می کنند و ورود آن را به خانه خوش يمن نمی دانند و آن را دم در کوچه می گذارند.

وقتی مرده را داخل آن گذاشتند تابوت را بر روی دوش حمل می کنند و پشت سر تابوت و در جلو جمعيت و تشييع کنندگان پشت سر آنها حرکت می کنند و  مردی که نان و خرما را حمل می کند مرتباً با صدای بلند می گويد ( لا اله الا الله ) و مرده را فوق العاده سريع حرکت می دهند و هر کس با تابوت روبرو شود موظف است و بايد حتماً اگر هفت قدم هم باشد مرده را همراهی کند و هر کس پايه تابوت را روی شانه خود بگذارد اجری بزرگ برای خود ذخيره کرده و به همين نظر است که موقع حمل تابوت مردم برای روی دوش گرفتن آن از يکديگر سبقت می گيرند و پس از رسيدن به غسالخانه صاحب مرده موظف است پول حمام کسانی را که مرده قبل از شستن لمس کرده اند بپردازند.

شستن مرده :

ممکن است متوفی به طور کتبی يا شفاهی وصيت کرده باشد که شخص معين او را بشويد در اين صورت طبق وصيت عمل می شود اما اگر چنين وصيتی نشده باشد مرده در گورستان به وسيله مرده شوی شسته می شود. برای اين کار جسد مرده را روی سنگ تن شور می گذارند و مشغول می شود. بعد لباس او رابه آرامی در می آورند و در اين هنگام سوره ياسين و دعای عدليه نيز خوانده می شود. بعد که مرده برهنه شد او راسه بار بايد بشويند دفعه اول با سدر، دفعه دوم با کافور و دفعه سوم با آب خالص، در مرتبه سوم غسل ميت از طرف مرده شوی صورت می گيرد. بعد از غسل دو چوب نخل به طول تقريبی 20 سانتی متر زير بغل مرده می نهند و معتقدند که عصای روز قيامت او خواهد شد بعد باآب تربت شکل هايی روی صورت مرده می کشند و برای او اشهد می خوانند. بعد وی را کفن می کنند و بعد ازکفن کردن او را دفن می کنند و يکی از آقايان تلقين می خواند بعد از دفن همه آنهايی که جنازه را تشييع کرده اند به خانه متوفی صاحبان عزا باز می گردند. شب که شد حوله سفيدی را درگوشه اطاقی که متوفی شب پيش در آن بوده می گسترند. لاله يا چراغی نيز روشن می کنند و درست به جای شخصی متوفی می گذارند و درظرفی مقداری آب و شکر کرده و سه تا برگ سبز در آن می اندازند و در کنار لاله ها می گذارند روز دوم نيز از چند تن از بستگان و دوستان با ناهار پذيرايي می شود و عصر مقداری حلوا درست می کنند و کمی از آن را در کاسه کرده سر جای مرده می گذارند چون معتقدند که روح سرگردان و آواره مرده به دنبال جسدش می گردد.

درچنين مجالسی معمولاً کمتر سخن گفته می شود و همه به صدای قاری که قرآن می خواند گوش می دهند. معمولاً سنگ قبر در روز هفتم يا سی ام يا چهلم انداخته می شود .

مراسم سی ام که در سی روز بعد از مرگ متوفی صورت می گيرد بسيار ساده است و خانوادگی مراسم چهلم علاوه براين که به صورت مجلس مجللی برگزار می گردد که معمولاً يا در حرم شاهچراغ (ع) يا حرم  سيد مير محمد (ع) يا صحن و داخل شاه داعی الله يا مقبره علی بن حمزه (ع) صورت می گيرد و شبيه ختم است. در اين روز بر سر قبر متوفی نير مراسمی انجام می گيرد از ويژگی های مراسم چهلم ساختن حلوای چهل تکيه است ( پختنی ها) اين حلوا را روی قبر می گذارند و اسپند و کندر دود می کنند.

سر سال :

 روزی که درست يک سال از مرگ متوفی گذشته افراد خانواده مقداری حلوا درست می کنند و به قبرستان می برند و در ميان قاری و افراد مستمند قسمت می کنند.