|
گردآوری: جمال رادفر (radfar@noavar.com) استان فارس و شهر شيراز در جنوب ايران واقع شده است و جزء سرزمينهای کم باران و نسبتاً خشک محسوب می شود و به همين علت هميشه آب و تامين آن برای مردم اين سرزمين جزء اولين مسائل حياتی زندگی به شمار می رفته است و از اين رو در زمانهای پيشين احتياج مردم به آب بسيار بارز بوده است و احترام به آن جنبه تقدس به خود گرفته است. چنان که در دين زرتشت که در فارس رواجی فراوان داشته آب عنصری مقدس است و آناهيتا هم رودی است مينوی و هم ايزد بانوئی است که از آبها نگاهبانی می کند و در اوستا مورد ستايش قرار می گيرد و يکی از زيباترين يشت های اوستا يعنی يشت پنج به او اختصاص دارد و او به عنوان تجسم آسمانی و زمينی. آب در جهان بينی زرتشتی همان مقام را دارا است که امشاسپندان خرداد و امرداد دارند و در قسمتی از يشت پنج آمده است : « آن درخشان بلند بالای خوش اندام را که مانند آب های روان روز و شب چنان جاری است مانند همه آب هائی که بر زمين روانند » نام آناهيتا برای نخستين بار درکتيبه های اردشير دوم آمده است آنطور که در قسمتی از کتيبه او در همدان چنين آمده است « اين کاخ را به خواست اهورامزدا، آناهيتا و ميترا من بنا کردم. اهورا مزدا، آناهيتا و ميترا مرا از هر بلا بپايند و اين را که بنا کردم خراب نکنند و صدمه نرسانند » در دوره ساسانيان به احترام ايزد بانوی آب پرستشگاههای فراوانی بنا شده است که از آن ميان می توان به آتشکده آذرفرنبغ در کازيان فارس اشاره کرد همچنين در نقش رستم به تصوير آناهيتا برمی خوريم که تاج شاهی را به نرسی يکی از پادشاهان ساسانی تقديم می کند. بعد از تسخير ايران توسط مسلمانان هر چند که پرستش آناهيتا به تدريج متروک شد اما احترام به آب در ميان مردم به جای ماند . امروزه نيز مردم بر اثر سفارش دين اسلام از کثيف کردن آب و اسراف آن می پرهيزند و چون مردم اعتقاد دارند که آب مهريه حضرت فاطمه (س) است احترام فراوانی برای آن قائلند. اما مردم شيراز آب مصرفی خود را تا قبل از لوله کشی از کجا تامين می کرده اند ؟ مهمترين طريق تامين آب شهر از چشمه ها و قنات های اطراف بوده و البته که هميشه در اين راه مشکلات فراوانی وجود داشته است . چنانچه مقدسی می گويد : شيراز « شهری است بدون رستاق « بازار» بدون باغ، بدون رود و بدون زينت، اهالی آب مشروب خود را از جويهای کم آب بر می دارند » و در جائی ديگر چنين می نويسد : « آب آشاميدنی خوب است به شرطی که آن را از مظهر بردارند اما چاهها نيز آب شيرين دارند و سطح آبشان پائين نيست » و « شهر آب روان دارد ولی اين پاکيزه نيست و آب چاه آن هم سبک نيست .» اما شيراز با ورود قناتهای مختلفی به رونق و آبادانی فراوانی دست يافت يکی از اين قنات ها که در طول تاريخ نام آن با نام شيراز همراه بوده است آب رکناباد است و ابن بطوطه درباره آن می نويسد : « پنج نهر « شيراز» را مشروب می کند و يکی از آنها رکناباد است که آبی شيرين دارد و تابستان بسيار خنک و در زمستان گرم است از دامنه کوهی که آنجا قرار دارد سرچشمه می گيرد که قليعه ناميده می شود .» اين قنات درسال 338 هجری قمری توسط رکن الدين حسن ديلمی احداث گرديده است و سر چشمه آن در دامنه کوه بمو واقع است و از آنجا با جاری شدن بر روی زمين به تنگ الله اکبر می رسد و سپس وارد شهر می شده است. اين آب سالها بين مردم از چنان احترامی برخوردار بوده است که شاعران نيز لب به تحسين آن گشوده اند. سعدی شيرين سخن می فرمايد :
و حافظ می فرمايد:
و صاحب شيرازنامه در کتابش می نويسد: بدان که مجموع صفات و خواصی که حکما و ارباب صناعت طب در شرح فضيلت آب اعتبار کرده اند جمله در آب رکن آباد يافت می شود و آنگاه شش خصلت برای آن بيان می کند که: از منبع دور است ـ در محلی سرباز می گذرد ـ بر سنگريزه عبور می کند ـ در کنار جويبارش درختانی چون گردو و انجير که باعث تغيير مزاج آن شود وجود ندارد ـ هيچ حيوانی در آن وجود ندارد و از محلی بلند به سوی زمين پست حرکت می کند. آب اين قنات علاوه بر ده اکبر آباد تمام باغهای تنگ الله اکبر و خاک مصلی، باغ جهان نما، باغ نو، هفت تن، چهل تنان و حافظيه را مشروب می کرده است. همچنين رفت تا به نزديک آب رسيد که اين محل به حوض ماهی مشهور است و اين به خاطر ماهی های کوچکی است که در آب وجود دارد امروز حوض ماهی که ديواره های آن با کاشی پوشانده شده است به چايخانه سنتی آرامگاه تبديل شده است. در بيرون آرامگاه قسمتی از آب به رختشويخانه می ريخته که تا چندين سال پيش نيز رونقی داشت و زنها لباسهايشان را در آنجا می شستند. ابن بطوطه در حين بازديدش از آرامگاه سعدی چنين می نويسد: « دراينجا به امر سعدی طشت مرمرينی ساخته اند برای شستن لباس بدين جهت مردم از شهر می آيند تا تربت او را زيارت کنند غذاهايي را که آنجا هست بخورند و لباسهای خود را در نهر بشويند، از آن پس بازمی گردند من نيز در آنجا چنين کردم. » و فرصت الدوله در مورد خواص اين آب می گويد: « اگر چه مردمان سبک عقل را اعتقاد اين است که آب آن سنگين است ولی نه چنين است به عقيده علمای انگليسی که شيمی می دانستند هر چه به آن طبخ کنند به چندين دقيقه نسبت به ديگر آبها زودتر پخته می شود و فقير را اين تجربت حاصل گشت.» اين آب علاوه بر اين که در جلگه سعدی به مصرف زراعت می رسيده است تعدادی از انبارهای شهر را نيز پر می کرده است . آب زنگی قنات است که از نزديکی آب رکناباد بيرون می آيد و توسط اتابک زنگی بن مودود در نيمه دوم قرن ششم ساخته شده است. اين آب علاوه بر اينکه زراعت کشاورزان را مشروب می کرده است برای آب آشاميدنی شهر نيز استفاده می شده است و به پاکی و گوارائی شهرت داشته ولی امروزه به چشمه بسيار کوچکی مبدل شده است . آب مسجد بردی « قصرالدشت »: اين قنات توسط شاهزاده حسين خان صاحب اختيار والی شيراز در زمان سلطنت محمد شاه قاجار احداث شد و او 12 قنات در قصرالدشت حفر کرد و 12 آسياب و تعدادی باغ در آنجا بنا نمود . آب شش پير : صاحب اختيار توانست آب 6 پير را در سال 1261 هجری قمری از 17 فرسنگی غرب شيراز به سختی بسيار به شيراز بياورد اين آب از ساليان دور مورد توجه مردم شيراز بوده چنانکه در دوران هخامنشيان و ساسانيان اقداماتی برای آوردن اين آب به جلگه شيراز صورت گرفته بود و در زمان الله وردی خان والی فارس در زمان شاه عباس و در دوران حکومت کريمخان نيز اقداماتی انجام شده بود که نتيجه مثبت نداشته است و به همين خاطر مردم برای ورود آب شش پير به شهر جشنها گرفتند و نهر را نهر سلطانی نام نهادند و قاآنی نيز در قصيده ای با 124 بيت اين کار را گرامی داشت چنانکه در وصف آن گويد :
آب قوامی : اين قنات که توسط ميرزا علی محمد قوام الملک پدر محمدرضا خان سازنده ساختمان نارنجستان احداث شده است و به نام محمدرضا خان رضا آباد نامگذاری شده بود بعد از اين که باغهای خانواده قوام را مشروب می ساخت وارد شهر می شد و مردم از آن استفاده می کردند. آب خيرات : اين جوی نيز از تنگ قره پيری درنزديکی باجگاه سرچشمه می گرفته و برای استفاده عموم مردم وقف شده است در اواخر دوره قاجار بيشتر آب مشروب شهر از خيرات قديم و خيرات جديد تأمين می شده است و هنوز هم بين مردم خيابان وصال به جوی خيرات مشهور است اما با توجه به اينکه آب هميشه به راحتی به دست مردم نمی رسيده است مردم آب را همچون گوهری قيمتی می شمردند و به دقت از آن حفاظت می کردند. رايج ترين جائی که مردم در آن به جمع آوری آب می پرداختند آب انبارها بود. در شيراز معمولاً در زير زمين فضائی بزرگ را حفر می کردند و روی آن را می پوشاندند که بدين ترتيب مخزنی بزرگ زير زمين پديد می آمد و در يکی از ديواره های آن شير آب تعبيه می کردند و آب باران و يا جويها از طريق سوراخهايي که بالای آن وجود داشت به داخل آب انبار نفوذ می کرد و ذخيره می شد. مردم مجبور بودند برای برداشتن آب از پله های فراوانی پايين بروند تا به شير آب انبار برسند اما معمولاً زيادی جمعيت و عدم رعايت نوبت ديگران باعث نزاعها و کشمکش ها ی فراوان می شد و هميشه برداشتن آب با مشکلات زيادی همراه بود هر چند که در همه محلات شهر نيز نسبت به وضعيت مردم آب انبارهای کوچک و بزرگی وجود داشت . ظاهر ساختمان آب انبار های شيراز با نمونه های مشابه آن که در لارستان امروزه هنوز مورد استفاده است تفاوت داشت چرا که آب انبارهای منطقه لارستان معمولاً بر فراز خود گنبدی دارند ولی آب انبارهای شيراز چنين نبود. ولی بالاخره آب انبارهای شهر بعد از لوله کشی آب بدون استفاده ماندند و به مرور تخريب شدند. از آب انبارهای معروف شهر می توان آب انبارهای آستانه ـ قوام « واقع در محله قوام » ـ آتشی ها « لب آب » ـ حاج عباس « جنب باغ ملی » ـ مشير « محله مشير» ـ بی بی دختران « محله سنگ سياه » اشاره کرد که امروزه از آنها جز نامی باقی نمانده است. در خانه ها نيز مردم مجبور بودند آب را ذخيره کنند به همين علت در خانه افراد مرفه آب انبار وجود داشت و معمولاً با نوبت مشخصی از آب جوی پر می شد. اما مردم طبقه متوسط برای اين کار از حوض استفاده می کردند که در حياط و يا در زير زمين خانه ساخته می شد و از آب آن که مدتها نيز تعويض نمی شد و پر از جلبک های سبز رنگ بود برای نظافت و شستشوی ظروف و لباس استفاده می شد و بعضاً تابستانها نيز حتی به جای استخر مردم در آن به شنا می پرداختند. در حياط بعضی خانه ها نيز چاه حفر می کردند که آب آن برای آشاميدن مناسب نبود و از آب آن که به وسيله چرخ چاه کشيده می شد برای پر کردن حوض استفاده می گرديد. اما آب آشاميدنی که از آب انبار می آوردند معمولاً در سقاخانه ها و يا خمره هائی که در منازل بود ذخيره می شد. سقاخانه : در منازل طاقچه ای بود که در آن 2 خمره برای نگهداری آب تعبيه می شد ولی از آنجا که ممکن بود بعضی از خانه ها سقاخانه نداشته باشد خانواده هائی که مستاجر بودند آب را در خمره هائی که همراه وسايل خانه با خود جابجا می کردند می ريختند. خمره ظرفی سفالی بود با ارتفاع يک تا يک و نيم متر که آن رابرای ذخيره آب استفاده می شد اما آب درون خمره ها بر اثر زياد ماندن دچار ناخالصی و از جمله کرم زدگی می شد که مردم مجبور بودند قبل از خوردن آب را با پارچه ای نازک صاف کنند. برای برداشتن آب از آب انبار بعضی شخصاً اقدام می کردند ولی بسياری از اين سقاها را زنان تشکيل می دادند. با مشک های بزرگی آب را به خانه های می رساندند. در محل های عمومی نيز مانند مساجد ـ تيمچه ها و بازار حوضهائی ساخته شده بود که آب مورد نياز را در آن ذخيره می کردند. برای آب خوردن در معابر عمومی نيز معمولاً در هر گذری و زير هر بازارچه ای سقاخانه ای به چشم می خورد بدين صورت که درگوشه ديوار طاقچه ای ساخته بودند و در آن خمره ای تعبيه کرده بودند که مردم تشنه از آن سيراب می شدند نمونه چنين سقاخانه ای هنوز در بازارچه فيل نزديک به دروازه سعدی موجود است هر چند که امروزه بدون استفاده مانده است بسياری از سقاخان های به نسبت وضعيت مالی بنا کنندگانش از تزئيناتی همچون کاشی کاری، نقاشی و گچ بری نيز برخوردار بودند و از آنجا که فرهنگ مردم تشنگی و نوشيدن آب با فرهنگ عاشورا و کربلا گره خورده است. نقشهای سقاخانه معمولاً صحنه هائی از وقايع کربلاست که تشنگی کودکان امام حسين (ع)، رفتن حضرت ابوالفضل(ع) برای آوردن آب، آب ننوشيدن حضرت عباس(ع) در ميان نهر و شهادت ايشان را به تصوير کشيده و اشعاری در مدح شهيد کربلا آنها را زينت بخشيده است. امروزه به عنوان نمونه سالم و پا بر جای چنين سقاخانه هائی می توانيم از سقاخانه مشير واقع در محله مشير نام ببريم معمولاً در اين سقاخانه ها کاسه های برنجی برای نوشيدن آب وجود داشت که دور آن اشعاری در مدح حضرت ابوالفضل و امام حسين (ع) کنده کاری شده بود و گاهی نيز دستی همچون دست بريده حضرت عباس (ع) در وسط آن تعبيه شده بود و مردم تشنه بعد از سيراب شدن خود را مقيد می دانستند که بر حسين شهيد (ع) سلام بفرستند و يزيد را لعنت کنند سقاخانه ها علاوه بر اينکه مردم را سيراب می کردند محل نذر و نياز مردم نيز به شمار می آمد و بسياری به ويژه زن ها در شبهای خاصی همچون شب دوشنبه و شب جمعه با روشن کردن شمع در آنجا حاجات خود را از خداوند طلب می کردند. گروهی از مردم نيز نذر می کردند که بعد از برآورده شدن حاجاتشان فرزند خردسالشان رابه هيئت سقا در آورند تا در روزهای عزاداری ماه محرم مردم تشنه را سيراب کنند و اين رسم هنوز هم پا برجاست. يکی ديگر از محلهائی که احتياج فراوانی به آب داشت حمام های شهر بود که در همه محلات نيز به وفور يافت می شد معمولاً حمام ها هر کدام چاهی داشتند که به وسيله گاو، راه و چرخ از آب می کشيده اند بدين صورت که اسب يا گاوی را به طنابی می بستند و با حرکت حيوان سطلها را از چاه بيرون می آمدند و آب آن تامين می شد. گرمابه ها معمولاً سه خزينه داشتند که در يکی آب سرد و در يکی آب گرم و در آخری آب نيمه گرم می ريختند و مردم علاوه بر اينکه دراين خزينه ها حمام می کردند برای شستشوی خود نيز از همين آب استفاده می کردند. از مطالب جالبی که در مورد حوضها می توان به آن اشاره کرد نحوه پر و خالی کردن آنها بوده که با توجه به اينکه حوضها هميشه می بايست پر باشند بعضی اوقات وسط آنها ديواری می ساختند که حوض رابه دو قسمت مجزا تقسيم می کرده است. اگر زمستان حوض نجس می شده منتظر باريدن باران می شدند تا حوض طاهر شود ولی هنگام پرکردن آن که کمتر از حد کر در آن آب بوده و برای جلوگيری از نجس شدن آن تکه پارچه ای به سر شير سنگی لب حوض می بسته اند و آبی را که از چاه می کشيده اند روی پارچه خالی می کرده اند تا موقع پر کردن مجدد دلو از چاه آب از پارچه در آن بچکد و حکم آب جاری را پيداکند و حوض نجس نشود. اما همه اين آداب و رسوم و همين طور مشکلات تهيه آب سالم در سال 1331 از بين رفت زيرا که در اين سال شهر شيراز به عنوان اولين شهر ايران دارای لوله کشی آب شد اين کار خير به وسيله محمد نمازی و با سرمايه شخصی وی انجام شد. برای اجرای اين کار در دامنه کوه «آسياب سه تايي» 10 حلقه چاه 85 متری حفر گرديد و با تلمبه اقدام به کشيدن آب نمودند و آب بعد از اينکه درمخزن های مخصوص تصفيه می گرديد به وسيله لوله هائی که طول آن ها در آن سال بالغ بر 115 کيلو متر می شد به خانه های مردم می رسيد. و از آن روز تا امروز که به همه جای شهر بزرگی چون شيراز آب سالم از طريق لوله کشی می رسد و با پيشرفت اين امر احترام مردم نسبت به اين گوهر گرانبها کمتر شده است و نسل امروز که از مرارت پدارنش برای دستيابی به آب اطلاعی ندارند قدر اين گنج را که به آسانی به دست می آورد بدرستی نمی داند. منابع: 1. آناهيتا، سوزان کويری 2. آثار عجم، فرصت الدوله شيرازی 3. شيراز در گذشته و حال، حسن امداد 4. شيراز امروز، محمد مدرس صادقی 5. سفرنامه ابن بطوطه و اظهارات شفاهی استاد جلال فرنگی و بانو کبری دالوند 6. جغرافيای تاريخی فارس، پاول شواتس - ترجمه کيکاوس مهمانداری 7. جغرافيای تاريخی شهرهای ايران، عبدالحسين نهجيری
|